اختلاالات نورولوژیکی می توانند به بیش از حد نزدیک شدن تارآواها(Hyperadduction) منجر شوند. در برخی موارد تارهای صوتی کاذب نیز ممکن است دچار نزدیکی بیش از حد شوند. نوع خاص نزدیک شدن بیش از حد تارآواها ممکن است با محل و شدت آسیب نورولوژیکی مربوطه مرتبط گردد. این نوع اختلال در اغلب موارد با اختلالات سیستم نورون حرکتی فوقانی دوطرفه که با اسپاسیتی یا هایپرتونوسیتی مشحص می شود و اختلالات سیستم اکستراپیرامیدال با حرکات غیرارادی غیرطبیعی(مانند تیک، کره و دیستونی) همراه می شود که ممکن است یک عضو یا کل بدن را درگیر نماید. بیش از حد نردیک شدن تارآواها ممکن است در مواردی در اثر مصرف طولانی مدت داروهای آنتی پارکینسون و سایکوتروپیک رخ دهد و از نظر سیمپتوم Tardive Dyskinesia(اختلالی است که از عوارض جانبی مصرف داروهای نورولیپتیک طولانی مدت که معمولا برگشت ناپذیر است رخ می دهد)، شناخته شود. در برخی موارد که نزدیک شدن تارآواها بیش از حد است شروع آواسازی یا ثبات آن دچار چالش است یا با شکست ناگهانی صوت یا آفونیای طولانی مدت همراه می گردد. در موارد شدید بیش از حد نزدیک شدن تارآواها به صورت لارینگواسپاسم که دیسفونیای اسپاستیک نمونه ای از آن است نمایان می شود. برخی بیماران ممکن است از نظر نزدیک شدن بیش از حد تارآواها در اندازه متوسط تلقی گردند که منجر به تقلا، کیفیت صوت خش دار با ارتفاع بسیار پائین و کاهش بلندی می شود. بیمارانی که از نظر نزدیک شدن تارآواها در حد خفیف محسوب می شوند بیش از حد نزدیکی، ممتد بوده، منجر به شکست ارتفاع، همراه با فشار و تقلا و کیفیت خش دار می گردد و در بیماران ALS از نوع اسپاستیک مشاهده می گردد. وقتی که به طور اتفاقی دوره های هایپر و هایپوادکشن رخ می دهند احتمالا با دیسکنزیا(Dyskiensias) آن هم در مواردی چون بیماری های هانتینگتون، دیستونی و مایوکلنوس مرتبط است.