در موارد خاصی از کم تحرکی در نزدیک شدن تارآواها، ترکیبی از مدیریت پزشکی و گفتار(صوت) درمانی بیش ترین اثر درمانی را نشان داده اند. صوت درمانی برای مدیریت مطلوب درمانی ممکن است مقدم بر درمان پزشکی باشد و برعکس. بعد از جراحی گفتاردرمانگران به بیماران آموزش می دهند که چگونه بیش ترین کارائی صوتی و کیفیت و نوای صوتی مطلوب با میزانی از عملکرد مطلوب با تغییر در مکانیزم حنجره را به دست آورند. در مواردی که فلجی در وضعیت خط میانی وجود دارد، مانند بیماری میاستنی گراو، بهبود اولیه در تولید صوت ممکن است با مداخلات پزشکی صورت پذیرد(مانند برداشتن تیموس یا داروهای آنتی کولین استراز). نباید تمرینات شدید برای افزایش نزدیک کردن تارآواها هدف اصلی باشد. برای جلوگیری از خستگی در چنین بیمارانی گفتاردرمانی ممکن است به آن ها کمک کند تا یاد بگیرند چگونه جریان هوا را استفاده کنند و تلاش صوتی را برای به کارگیری عبارات کوتاه به حداقل برسانند. قبل از مدیریت پزشکی یا گفتاردرمانی که نه گفتار قابل فهمی و نه اشکال ارتباطی وجود دارد موارد زیر ممکن است سودمند باشند.

مطالعات پایلوتی، در بیماران پارکینسون نشان داده که چند بار تکرار TMS(Transcortical Magnetic Stimulation) به کورتکس حرکتی اولیه در محدوده دهان و نیز تزریق کلاژن به تارهای صوتی، دیسفونیا بهبود یافته است. برای دیسفونیا در دیگر بیماران نورولوژیکی ناشی از عصب حنجره ای ممکن است جراحی و مداخلات پروتزی تارهای صوتی سودمند باشد.