5/1 کنترل شدت(Intensity Control)
پژوهش های رایج نشان می دهند که شکل مطلوب گلوت برای آواسازی هنگامی است که تماس واقعی تارهای صوتی انجام می شود و عضلات صوتی به شکل مطلوبی در حال آرامش هستند. فاصله ناچیزی باید بین انتهای خلفی تارهای صوتی با تعادلی از فعالیت عضلات نزدیک کننده و دور کننده (اینترآریتنوئیدها و کریکوآریتنوئید طرفی) صورت پذیرد. در این شرایط سیگنال شبه سینوسی با حالت هارمونیک می توان صوت خالص(Pure Voice) را تولید کند.
شدت صوت با ترکیبی از فشار منظم زیر گلوت و وضعیت گلوت کنترل می شود. شدت صوت بالاتر همزمان با افزایش نزدیکی تارهای صوتی و فشار زیرگلوت انجام می شود. از آن جایی که نزدیکی زیاد تارآواها منجر به زمان بیش تر تماس بین تارآواها می شود، شدت صوت با کاهش فاز زمانی چرخه تارآواها همراه هست. این حالت وضعیت مطلوب نزدیکی تارآواها را ارتقاء می بخشد. اگر تارهای صوتی نتوانند با یک دیگر تماس پیدا کنند، صوت ضعیف بوده و از کیفیت پائین برخوردار است. تماس بیش از اندازه منجر به صوت با تقلا(Voice Straining)، سفتی و کیفیت صوتی فشرده می شود. شکل مطلوب هنگامی اتفاق می افتد که تارآواها قبل از آواسازی تماس تقریبی دارند، در این حالت تارآواها کاملا آزاد هستند و می توانند به طور کامل در حالت ارتعاش قرار گیرند. سیگنالی که در این وضعیت تولید می شود کاملا سینوسی است. این وضعیت عملکردی مربوط به چیزی است که خوانندگان از آن به عنوان صوت شناور آزاد(Free-Floating Voice) یاد می کنند.
طبق این قیاس، مقاومت گلوتیک برای اطمینان از بهترین وجه ممکن از تغییر آئرودینامیکی برای انرژی آکوستیکی با کم ترین اثر در ارتعاش تارهای صوتی تطابق می یابد. برای افزالش شدت گلوت براساس امواج باز-بسته عمل می کند. به هرحال، کارایی گلوت کاهش می یابد و مقدار زیادی از انرژی تارهای صوتی در اثر اصطکاک از بین می رود که همین امر می تواند موجب التهاب و اختلال درتارآواها شود. این اختلالات که عملکردی نامیده می شوند و ترجیحا در ناحیه تماس صوتی تارآواهاست به شکل قوی ظاهر می شود.
افزایش تنش در دستگاه صوتی می تواند منجر به صوت با تقلا در بخشی از حرف زدن گوینده گردد. در متون زبان انگلیسی صوت با تقلا اغلب به بیش یا بدکاربردی صوت ارجاع داده می شود. در حقیقت مفهوم صوت با تقلا فراتر از عملکرد تارآواهاست و به عنوان جزیی از عناصر سایکولوژی است که ارتباط را درگیر می کند. هنگامی که تلاش برای جلب توجه است، گوینده تنش عضلانی را بالا می برد تا صوت قوی و رساتری تولید کند. این رفتار با سفتی بدن همراه هست و نشان از افزایش فعالیت عضلانی در کل بدن دارد. در حین صوت با تقلا الگوی تنفسی تغییر می کند. دم عمیق تر است برای این که فشار زیرگلوت را بالاتر ببرد(تنفس سینه ای جایگزین تنفس طبیعی شکمی می گردد). هم چنین سفتی در تمام عضلات بدن، نه تنها در گردن و حنجره بلکه در پشت مشاهده می شود.
افزایش فعالیت عضلانی مرتبط با افزایش شدت صوت به انرژی بیش تری نیاز دارد. اگر مواردی از استراحت نباشد و یا استراحت به اندازه کافی نباشد برای جبران انرژی بیش تر، ممکن است مواردی مانند آسیب ناشی از بدعملکردی و یا استفاده بیش از حد از صوت را درپی داشته باشد. از آن جایی که صوت با تقلا روی عناصر صوتی تأثیرگذار است، توانبخشی نباید به تغییرات شکل گلوت محدود باشد بلکه مدیریت باید شامل جنبه های زیادی چون تنش عضلات، سطوح استرس، وضعیت بدن و تنفس پیش از آواسازی باشد.
عوامل زیادی به طور همزمان روی تارآواها تأثیرگذار است. اولین عامل تقارن شکل و تنس تارآواها در حالت استراحت و طبیعی است. در این راستا، فلج حنجره ای یک طرفه بدترین حالت ممکن است. باید ذکر کرد که ارتعاش قابل قبول تارآواها زمانی است که تماس دوباره بین تارهای صوتی برقرار شود هم چنین در حین گفتاردرمانی و دست ورزی حنجره مشاهده گردد. عامل دیگری که می تواند به طور همزمان تأثیرگذار باشد اثر برنولی است که به طور مساوی برای هر دوتار استفاده می شود و هم چنین تمایل به این که همان اثر را به عنوان عملکرد شکل گلوت داشته باشد. مهم ترین عامل همزمانی اثر مستقیم تماس بین تارآواها ترکیب توده-بافت است. کیفیت تماس تا حد زیادی وابسته به پوشش موکوسی تارآواها و چسبناکی آن است که نقش عمده ای را بازی می کنند. تجارب آزمایشگاهی حنجره در خصوص فرکانس ارتعاش رابطه مستقیمی بین چسبناکی و نرمی حرکت را نشان می دهد. چسبناکی بالا، به هنگام نزدیکی بیش از حد تارهای صوتی، فرکانس ارتعاش را کاهش می دهد. هم چنین نشان داده شده است هرچه چسبناکی موکوسی بیش تر باشد آستانه آواسازی بالا می رود. در مقابل چنانچه میزان بالایی از عدم تقارن و گرایش به آزاد بودن باشد به نیروی بیش تری برای همزمانی نیاز است. بنابراین می توان استنباط کرد که مکانیزم صوت با تقلا تمایل به افزایش بلندی دارد و شبیه مکانیزمی است که برای ارتعاش حنجره ای غیرطبیعی جبران می شود.
اینجانب عبدالرضا مزینی کارشناس گفتاردرمانی(آسیب شناس زبان و گفتار)و کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی علوم ارتباطات در زمینه بیماران صوت و اختلال بلع(دیسفاژیا) مشغول فعالیت می باشم با توجه به فعالیت در این دو زمینه تصمیم گرفتم تا تجربیات و اطلاعات خو د را در وبلاگ استرو بو سکو پی حنجره به اشتراک بگذارم تا باعث آگاهی بخشی بیشتری در این زمینه باشم .بسی مایه خرسندی است تا نقطه نظرات کارشناسان گفتار در مانی و پزشکان محترم گوش و حلق و بینی و متخصصین ریه و نیز جراحان عمومی و یا هر تخصص دیگر در درمان بیماری های حنجره ، voice درمانی و اختلال بلع را مشاهده نمایم .