3/1 ارتعاش تارهای صوتی(Vocal Fold Vibration)
همه تئوری ها و مدل های رایج پیرامون ارتعاش تارهای صوتی در وسعت زیادی بر روی تئوری مایو الاستیک-آئرودینامیک ون دن برگ(Van Den Berg) پایه ریزی شده اند. هنگامی که تارهای صوتی با تنش مناسب در خط میانی با هم تماس پیدا می کنند(وضعیت پیش از آواسازی) جریان هوای زیر گلوت افزایش می یابد. هنگامی که فشار زیر گلوت افزایش می یابد . زمانی که تارآواها مقاومت لازم را برای تحمل این فشار را ندارند(آستانه فشار آواسازی) ارتعاش شروع می شود و مقداری از هوا به بالای گلوت منتقل می گردد. به سرعت تارهای صوتی از هم فاصله می گبرند و اجازه می دهند که مقداری از هوا خارج شود و در نتیجه فشار زیر گلوت کاهش می یابد و تارآواها به خاطر وضعیت الاستیکی خود و نیز به خاطر اثر برنولی به وضعیت قبل خود برمی گردند. تکرار این چرخه یعنی باز و بسته شدن تارآوها ارتعاش را در پی دارد.
اصول مکانیسم ارتعاش تارهای صوتی با ارتعاش زه ویولون فابل مقایسه است. هنگامی که کمان زه به نقطه سکون می رسد نیروی ارتجاعی خنثی کننده بتدریج عمل می کند تا زمانی که بر نیروی کشش سطحی فایق آید. در این نقطه زه از ارتعاش رها می شود. هنگامی که انرژی کارا ناپدید می شود زه دوباره به حالت کمانی برمی گردد. این عمل به نام مدل حرکت پی در پی (گیر و رها شدن) شناخته می شود که درگیری آن متوالی است. در حنجره جریان سایشی هوا بیش تر در لبه آزاد تارهای صوتی چندین بار در اثر نیروی رانش انجام می شود.
طبق دیدگاه Titze آستانه فشار آواسازی (برای مثال کم ترین میزان فشار هوائی که برای ارتعاش تارهای صوتی نیاز است)حلقه مفقوده برای درک فیزیولوژی تارهای صوتی است. آستانه فشار آواسازی به چند پارامتر بستگی دارد:
1)سفتی بخش ارتعاشی تارآواها
2)چسبندگی تارآواها
3)ضخامت لبه آزاد نارآواها
4)پهنای باز شدن اولیه گلوت برای آواسازی
5)مقدار فشار عبور از گلوت
تحت شرایط طبیعی آستانه فشار آواسازی بینhpa 4-2 و فشار زیرگلوت حدود hpa7 است، بنابراین هنگامی که به بلندی صدا نیز است امکان فشارهای بیش تر ضروری است. این موضوع نشان می دهد که افزایش زیر و بمی با کشش تارهای صوتی مرتبط است که منجر به افزایش آستانه فشار آواسازی می شود. در وضعیت بیماری که ضایعاتی بر تارهای صوتی وارد می شود آستانه فشار آواسازی افزایش می یابد. این آستانه در فلجی یک طرفه حنجره ای بین گلوت در پیش از آواسازی بیش از اندازه افزایش می یابد و گوینده باید جهت افزایش فشار زیر گلوت از مکانیسم جبرانی استفاده کند. این آستانه افزایش یافته نشان دقیقی از تقلای صوتی در وضعیت بیماری است.
شیوه های بسیاری برای کاهش آستانه فشار آواسازی وجود دارد. به طور کلی کاهش میزان حرکت بافت ها به وسیله بهبود هیدراسیون انجام می شود در نتیجه چسبندگی بافت کاهش می یابد. راه دیگر کاهش آستانه فشار آواسازی کاهش میزان حرکت امواج موکوسی است. این امی می تواند به وسیله کاهش سطح تنشی انجام شود(صدا با ارتفاع پائین یا به وسیله هیدراسیون سطحی موکوس). فاصله گلوت در پیش از آواسازی می تواند با سفت کردن اندک عضلات باریک شود. هدف لارینگوپلاستی در بیماران با فلج حنجره ای کاهش پهنای گلوت باز شده پیش از آواسازی است. هم چنین می تواند برای افزایش سفتی تارهای صوتی(به طور مثال صحبت کردن با ارتفاع پائین یا در مواردی با تغییر مقاومتی قفسه سینه یا سر) مفید باشد.
در حین چرخه ارتعاش تارهای صوتی مثل هم عمل نمی کنند. این اختلاف قابل شنیدن است ولی جفت شدن و نزدیک شدن تارهای صوتی اثر قرینگی در انبوه های ارتعاشی دارد. عملکرد مؤثر آن در حد اختلاف بین دوتار صوتی در یک میزان واقعی باقی می ماند. فراتر از میزان کارایی، ناهنجار های متنوع می تواند بروز کند مثل دوصدائی که به هم زمانی در هر چرخه مربوط می شود. علاوه بر آن پدیده های پیچیده بیش تر بر نوسانات معکوس تارها در اثر نبود هارمونی و دوشاخگی شدن مشخص می شود(برای مثال تغییرات حالت ناگهانی). این مشکل اغلب در بیماران فلجی یک طرفه حنجره ایی مشاهده می شود که معمولا با تغییرات ناگهانی صدا همراه است.
اینجانب عبدالرضا مزینی کارشناس گفتاردرمانی(آسیب شناس زبان و گفتار)و کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی علوم ارتباطات در زمینه بیماران صوت و اختلال بلع(دیسفاژیا) مشغول فعالیت می باشم با توجه به فعالیت در این دو زمینه تصمیم گرفتم تا تجربیات و اطلاعات خو د را در وبلاگ استرو بو سکو پی حنجره به اشتراک بگذارم تا باعث آگاهی بخشی بیشتری در این زمینه باشم .بسی مایه خرسندی است تا نقطه نظرات کارشناسان گفتار در مانی و پزشکان محترم گوش و حلق و بینی و متخصصین ریه و نیز جراحان عمومی و یا هر تخصص دیگر در درمان بیماری های حنجره ، voice درمانی و اختلال بلع را مشاهده نمایم .